الشيخ المنتظري
171
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
هم در شُرف خراب شدن است ، حضرت از خدا سؤال كرد چه شده كه اينها همه به اين صورت كشته شده اند ؟ خطاب شد از خودشان سؤال كن . حضرت عيسى روى يك بلندى رفت و گفت : اى مردم قريه چه شده است كه شما اين گونه گرفتار عذاب شده ايد ؟ يكى از آنها زنده شد و عرض كرد : كار ما اين بوده كه عبادت طاغوت مى كرديم و حب دنيا داشتيم « مع خوف قليل و عمل بعيد و غفلة فى لهو و لعب » ترس و عملمان كم و در حال غفلت در لهو و لعب به سر مى برديم ، حضرت عيسى فرمود : چگونه شما عبادت طاغوت مى كرديد ؟ گفت : اطاعت اهل معاصى مى كرديم ، رهبران ما اهل معصيت بودند ما هم همراهى آنان مى كرديم ، حضرت فرمود : چرا از بين اين همه فقط تو جواب دادى ؟ گفت : آنها همه گرفتارند و نمى توانند حرف بزنند ، دهانه هاى آتشين به دهان و گردن آنهاست و گرفتار عذابند ، و من اهل گناه نبودم ، ولى همين كه سكوت كرده و بى تفاوت بودم خداوند مرا هم به وسيله آنها عذاب كرد . ( 1 ) « وَالشَّاخِصُ عَنْكُمْ مُتَدَارَكٌ بِرَحْمَة مِنْ رَبِّهِ » ( و كسى كه از شما جدا شود رحمت پروردگارش را درك خواهد نمود . ) اگر انسان از شهر فساد بيرون رود ، جايى برود كه بتواند به وظايف خود عمل كند ، مشمول رحمت خدا مىشود ، البتّه اگر انسان بتواند در اهل فساد اثر بگذارد بايد بماند و محكم باشد ، اگر نمى تواند و خودش همرنگ جماعت مىشود بايد آنجا را رها كند و برود ، زمين خدا وسيع است . پيش گويى حضرت على ( عليه السلام ) در مورد بصره « كَأَنِّى بِمَسْجِدِكُمْ كَجُؤْجُؤِ سَفِينَة قَدْ بَعَثَ اللَّهُ عَلَيهَا الْعَذَابَ مِنْ فَوْقِهَا وَمِنْ تَحْتِهَا ، وَغَرِقَ مَنْ فِى ضِمْنِها »
--> 1 - منهاج البراعة ، ج 3 ، ص 192 و 193 به نقل از وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 499 ، باب 37 از ابواب الأمر و النّهى ، روايت 1